سفارش تبلیغ
بزرگترین تونل شهری
خداحافظی - سلام بهونه قشنگ من برای زندگی

سلام بهونه قشنگ من برای زندگی


آخرین قصه !



بیا ای بی وفای من



و امشب را فقط امشب



برای خاطر آن لحظه های درد



کنار بستر تاریک من ، شب زنده داری کن



که من امشب برای حرمت عشقی



که ویران شد



برایت قصه ها دارم



تو امشب آخرین اشکم بروی گونه می بینی



و امشب آخرین اندوه من مهمان توست



بیا نامهربان



و امشب را کنار بستر تاریک من شب زنده داری کن



چه شبهایی که من تا صبح برایت گریه می کردم



و اندوهم همیشه میهمان گوشه و سقف اتاقم بود



قلم بر روی کاغذ لغزشی دشوار می پیمود



که من در وصف چشمانت



کلامی سهل بنویسم



درون شعر های من



همیشه نام و یادت بود



درون قصه های من



همیشه قهرمان بودی



ولی امشب کنار عکس های پاره ات آخر



تمام شعرهایم را به آتش می سپارم من



درون قصه هایم ، قهرمانهارا



به خون خواهم کشید آخر



و دیگر شعرهایم بوی خون دارد



ببخش ای خاکی خسته



اگر امشب به میل من



کنارم تا سحر بیدار ماندی



برای آخرین شب هم ز چشمت عذر می خواهم



که امشب میزبان



رنج من گشتی



?خداحافظ?



برای آخرین لحظه ?خداحافظ ....!؟?
نوشته شده در سه شنبه 9/4/88ساعت 1:29 عصر توسط غریب آشنا نظرات ( ) |

Design By : Pars Skin