سلام بهونه قشنگ من برای زندگی

عیدی گرفتم امروز
اما چه عیدی بود
حرفهایی شنیدم
رفتاری دیدم
از کسی که اصلا انتظارش رو نداشتم
خیلی با خودم کلانجار رفتم و خیلی کوتاه اومدم
هی آب به دست وصورتم زد
داد کشیدم
اشک ریختم تا آروم شم و اون رو اذیت نکنم
واقعا جالبه همیشه از کسی میخوری که انتظارش نمیره
از درد دل اومدم اینجا نوشتم
دیگه نمیدونم چه کار کنم
سعی میکنم بی تفاوت شم و بشم همون آرایا ی سابق
سرد و خشک و مغرور و ضد دختر
امیدوارم عیدی شما بهتر از مال من باشه
خدیا دوستت دارم
مامانی دلم برات لک زده
برای آغوش گرم و مهربونت
مادر گل پسرت داره پر پر میشه
دلش آتیشه
اما دلش نمیاد بهت چیزی بگه
دلش نمیاد ناراحتت کنه
دوستت دارم مامی

نوشته شده در شنبه 88/6/28ساعت 3:30 عصر توسط غریب آشنا نظرات ( ) |

Design By : Pars Skin